راهی برای تعالی جوامع اسلامی
🔷 ملت ایران و ملتهای مسلمان برای استفاده از درسهای حضرت علی علیهالسلام به عنوان برترین انسانها بعد از پیامبر صلیاللهعلیهوآله، به نهجالبلاغه مراجعه کنند و فعالان عرصه فرهنگی به مطالعه و آموزش این کتاب عظیم توجه ویژه داشته باشند.
🎙 امام خامنهای مدظلهالعالی؛ ۱۴۰۴/۰۱/۰۱.
#امام_خامنهای_مدظله_العالی
#پیامبر_اکرم_صلی_الله_علیه_و_آله
#حضرت_علی_علیه_السلام
#نهج_البلاغه
امیرالمؤمنین علیهالسلام در اوج یقین
▪️از خصوصیّات زندگی امیرالمؤمنین و شخصیّت امیرالمؤمنین… یقین است؛ آنچه انسان را، پویندهی راه را، پیگیرندهی یک هدف را در راه نگه میدارد چیست؟ یقین ؛ [اینکه] یقین داشته باشد، ناامید نشود، مأیوس نشود، دچار شک نشود؛ امیرالمؤمنین در یقین در اوج است.
📚 امام خامنهای دامظله؛ ۱۴۰۳/۰۴/۰۵
#امیرالمومنین_علیه_السلام
#امام_خامنهای_مدظله_العالی
#شب_قدر
#ماه_رمضان
#نوروز_علوی
مرد خسته و درمانده بود. مشکلات زندگیاش یکی پس از دیگری او را زمین زده بود. کارش کساد شده بود، بدهیهایش زیاد شده بود، دلش پریشان بود. هر راهی که میرفت، به بنبست میرسید.
🔸یک شب، دلشکسته به خانهی آقا مجتبی تهرانی رفت. نشست و با صدایی لرزان گفت: حاجآقا، هرچه دعا میکنم، هرچه تلاش میکنم، انگار گرههای زندگیام باز نمیشود. انگار درها به رویم بسته شده.
🔹آقا مجتبی نگاهی عمیق به او کرد و آرام گفت: برادر! مگر نشنیدهای؟ ماه رمضان ماه باز شدن درهای آسمان و رفع تمام موانع ارتباط رب و عبد است .
#حکایت
#آیت_الله_حاج_مجتبی_تهرانی
#عبد
شکایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در هنگام قرآن به سر گرفتن
🔸از ابوصالح حنفی نقل شده است که دیدم علی بن أبی طالب علیهالسلام را که قرآن را میگرفت و بر سر میگذاشت؛ تا جایی که من صدای حرکت ورقهای آن را میشنیدم. سپس میفرمود: خدایا آنها مانع شدند که من در میان امت، حکومت کنم؛ پس خدایا ثواب آن را به من عطا فرما!
🔹خداوندا! من از آنها خسته شدهام و آنها نیز از من (که هماهنگى با نیّات شومشان ندارم) خسته شدهاند. من از آنان ناراحت شدهام و آنان نیز از من ناراحت گشتهاند، پس به جاى آنان افرادى بهتر به من عنایت فرما! و به جاى من، شخص بدى را بر سر آنها مسلط فرما. خداوندا! دلهاى آنها را (از غم و اندوه) ذوب کن، آنگونه که نمک در آب ذوب مىشود!
#شب_قدر
#امیرالمؤمنین_علیه_السلام
#اهل_سنت
سرباز بود و شده بود مسئول آشپزخانه. با شروع ماه رمضان گفته بود هركس بخواهد روزه بگيرد، بیاید سحری بگیرد. خبر سحری دادن ابراهیم به گوش تیمسار ناجی رسيده بود.
🔸ناجی همان شب، با عصبانیت خودش را به پادگان رساند. همهی سربازها را به خط کرد، صدا توی سر انداخت و گفت: اگر این خبر به اعلی حضرت برسد میدانید چه بلایی سر تکتک شما در می آورد؟
🔹نگاهی سرد و تحکمآمیز به آنها انداخت و دستور داد: همه یک لیوان آب بنوشند! کسی جرات مخالفت نداشت.
🔸ابراهيم بعد از بيست و چهار ساعت بازداشت که بهای سحری دادنش بود، برگشته بود آشپزخانه.
🔹با چند نفر ديگر، كف آشپزخانه را تميز شستند و با روغن موزاييکها را برق انداختند و برای اولين بار خدا خدا میكردند تیمسار سر برسد.
🔸ناجی در درگاهِ آشپزخانه ايستاد. نگاه مشكوكی به اطراف كرد و وارد شد. اولين قدم را كه گذاشته بود، تا ته آشپزخانه چنان روی زمین سرخورده بود كه كارش به بيمارستان كشيد. پايش شكسته بود و ميبايست چند صباحی توی بيمارستان بماند. تا آخر ماه رمضان، بچهها با خيال راحت روزه گرفتند.
#ماه_مهمانی_خدا
#ماه_رمضان




